تبليغاتX
روزوشب
 حقوق ما

اگر چه اساس حقوق ما بر مبنای قوانين مصوب و دستورات فقهی تقريباً مدون است و از اصول Common Law  ( حقوق عرفی بر مبنای آرای دادگاههای گذشته ) پیروی نمی کند. اما نقش عرف و عادت مردم در حقوق مدنی ما بسیار پر رنگ است و حتی، در حقوق کیفری با وجود اصل قانونی بودن جرم و مجازات، اين عرف است که مصداق جرم را مشخص می کند. خوب و بد را در جایی که قانون ساکت باشد عرف تعیین می کند. نمایندگان مجلس هم سنتهای رایج جامعه را وارد قانون می کنند چون از میان همین مردم هستند.

آیا قانون باید مطیع فرهنگ متداول جامعه باشد یا جامعه را به مسیر درست سوق دهد؟

در خصوص مقررات لازمه زندگی شهری، از قبيل آیین نامه رانندگی و مقررات شهرداری، تکلیف روشن است؛ چیزی را که به کار می بریم مجبوریم قوانینش را هم رعایت کنیم. خط قرمزهای مذهبی و سیاسی هم، از دیگر استثناهایی هستند که به شدت قانون و تصمیم دادگاهها را تحت الشعاع قرار می دهند.

ولی افسوس، هنوز این شجاعت وجود ندارد که سنتهای غلط و بدون پشتوانه اخلاقی و شرعی از قانون و تصمیمات دادگاهها حذف شوند.

|+| نوشته شده توسط شب در جمعه 1387/04/07  |
 
 

 

ماهنامه سینما و ادبیات

آدم برفی ها

فکر کنید کسی سر چهار راهی ـ جایی جلویتان را گرفته و داد می زند تویه گوشتان تا مجله ای را بهتان بفروشد. نمی دانم شاید تیترهایش را برایتان فریاد بزند یا شاید هم ازش تعریف و تمجید کند.

بهرحال آدم برفی ها اسم یک مجله الکترونیکی است

حاصل کار عده ای از بچه های گیلان

 

|+| نوشته شده توسط روز در سه شنبه 1387/03/28  |
 منظر من

  

زمستان 86بهار 87

 

 

 

 

  

           

                                                            زمستان ۸۶                                                      بهار ۸۷

|+| نوشته شده توسط شب در سه شنبه 1387/01/20  |
 میلاد...
                                       

                                      تولدت مبارک آقای " شب " مهربانم...

                                                 

|+| نوشته شده توسط روز در شنبه 1387/01/10  |
 
دكتر شاهرخ رزمجو، باستان‌شناس و متخصص دوره تاريخي هخامنشي:

براي مقابله با فيلم ضد ايراني 300 بايدطي فراخواني از وكلاي زبده ايراني خواست تا در يك واكنش هماهنگ از فيلمساز و كمپاني سازنده اين فيلم به جرم ساخت فيلم نژاد پرستانه، جعل و تحريف تاريخ و توهين به هويت ملي ايراني به يونسکو و سازمان هاي ديگر شكايت كنند.

ادامه ...

تهران ـ خبرگزاري ميراث فرهنگي- فرهنگ و هنر ـ فرزانه ابراهيم زاده

|+| نوشته شده توسط شب در چهارشنبه 1387/01/07  |
 
نوروز و همه نمادهایش ...

ماهی قرمز تنگ بلورش

نوروز و همه بوهایش ...

بوی ماهی دودی وسط سفره عید

نوروز و همه گرفتاری هایش ...

جریمه های عید مدرسه

مبارک

نوروز مبارک!

|+| نوشته شده توسط روز در پنجشنبه 1387/01/01  |
 زردی من از تو , سرخی تو از من ...

ایرانی ها آخرین سه شنبه سال خورشیدی را بنام چهارشنبه سوری آتش می افروزند و به استقبال بهار و نوروز می روند.

از روی آتش می پرند ومی خوانند :    زردی من از تو        سرخی تو از من

                                                  غم برو شادی بیا  محنت برو روزی بیا  

                                                 ای شب چهارشنبه   ای کلیه جاردنده

                                                                 بده مراد بنده   

در مورد آن می گویند مراسمی است از آیینهای کهن ایرانی  اما  استاد پور داوود در اين باره مي نويسد : " آتش افروزي ايرانيان در پيشاني نوروز از آيين هاي ديرين است(...) شك نيست كه افتادن اين آتش افروزي به شب آخرين چهارشنبه سال پس از اسلام رسم شده است .چه ايرانيان شنبه و آدينه نداشتند (...) روز چهارشنبه يا يوم الاربعاء نزد عرب ها روز شومي است .(...) اين است كه ايرانيان آيين آتش افروزي پايان سال خود را به شب آخرين چهارشنبه انداختند تا پيش آمد هاي سال نو را از آسيب روز پليدي چون چهارشنبه بر كنار نگاه دارند." و همچنين دکتر کورش نیکنام ـ موبد زرتشتی و پژوهشگر آداب و سنن ایران باستان ـ عقیده دارد "چهاشنبه سوری هیچ ارتباطی با ایران باستان ندارد و شکل گیری این مراسم را پس از حمله اعراب به ایران می داند . در ایران باستان هفت روز نداشتیم. در ایران کهن هر یک از سی روز ماه نامی مخصوص به خود دارد که نام فرشتگان است. شنبه و یکشنبه و ... بعد از تسلط اعراب بر فرهنگ ایران وارد شد . بنابراین اینکه ما  شب چهارشنبه ای را جشن بگیریم ـ چون چهارشنبه در فرهنگ اعراب روز نحسی هفته بوده است ـ خود گویای این است که چهارشنبه سوری بعد از اسلام در ایران مرسوم شده است.برای ما سال ۳۶۰ روز بوده با ۵ روز اضافه - یا هر چهار سال ۶ روز اضافه .ما در این ۵ روز آتش روشن می کردیم تا روح نیاکانمان را به خانه هایمان دعوت کنیم. بنابراین چهارشنبه سوری بازمانده آن آتش افروزی ۵ روز آخر سال در ایران باستان است و زرتشتیان به احتمال زیاد برای اینکه این سنت از بین نرود نحسی چهارشنبه را بهانه کردند و این جشن را با اعتقاد اعراب منطبق کردند و شد چهارشنبه سوری ."

اما با توجه به همه این تفاسیر نمی توان ادعا کرد چهارشنبه سوری ایرانی نیست. چرا که اعراب نیز رسمی مانند این نداشته اند که چهارشنبه آخر سال را اتش بیفروزند و .... ودر نهایت می توان ادعا کرد چهارشنبه سوری رسمی است ایرانی که تاریخ آغازش به بعد از حمله اعراب به ایران باز می گردد.

چهارشنبه سوری شامل چند رسم مختلف است مانند بوته افروزی - کوزه شکنی - فال گوش نشینی - قاشق زنی - آش چهارشنبه سوری و تقسیم آجیل چهارشنبه سوری.

بوته افروزی : در چهارشنبه سوری هر خانواده بوته خاری را قبل از تاریک شدن هوا و رفتن آفتاب در حیاط خانه یا بر سر گذر در سه یا پنج یا هفت گله" کپه " می کردند و با غروب آفتاب زن ومرد و پیر و جوان جمع می شدند و بوته ها را آتش می زدند و هر کدام سه بار از روی بوته برافروخته می پریدند تا ضعف و زردی ناشی از بیماری و غم و محنت را از خود برانند و سلامت و سرخی و شادی به زندگی خود ببخشند. و در این میان می خوانند که زردی من از تو و سرخی تو از من و ....

و چون خاکستر این آتش نحس است در هر خانه زنی خاکستر را یا در آب روان میریزد و یا در سر چهار راه به باد می سپارد.

کوزه شکنی : در چهارشنبه سوری مردم مقداری زغال به نشانه سیاه بختی و کمی نمک به علامت شور چشمی و یک سکه دهشاهی به نشانه تنگدستی و فقر در کوزه ای سفالین می انداختند و هر یک از اعضای خانواده یک بار کوزه را دور سر خود می گرداندند و آخرین نفر کوزه را بر سر بام خانه برده و آن را به کوچه پرتاب  کرده ومی گوید:درد و بلای خانه را ریختم به  کوچه.

فال گوش نشینی : در چهار شنبه سوری زنان و دخترانی که شوق شوهر کردن یا آرزوی زیارت و مسافرت داشتند نیت می کردند و از خانه خارج می شدند و در سر گذر یا سر چهار راهی می ایستادند و گوش به صحبت رهگذران می سپرند و به نیک و بد و تلخ و شیرین صحبت رهگذران تفال می زدند. اگر سخنی شاد و دلنشین می شنیدند حاجت و آرزوی خود را براورده می دانستند و اگر سخن از تلخی و اندوه می شنیدند می پنداشتند که براورده شدن مراد در سال نو ممکن نخواهد بود.

قاشق زنی: در چهار شنبه سوری زنان و دختران آرزومند و حاجت دار قاشقی و کاسه ای مسین بر می داشتند و شب هنگام در کوچه و گذر راه می افتادند و در برابر هفت خانه می ایستادند و بی آنکه حرفی بزنند پی در پی قاشق را بر کاسه می زدند. صاحب خانه که می دانست قاشق زنان نذر و حاجتی دارند شیرینی یا آجیل - برنج یا بنشن و ... در کاسه های آنان می گذاشتند. اگر قاشق زنان چیزی به دست نمی آوردند از براورده شدن نذر و حاجت خود در سال نو نا امید می شدند.

آش چهارشنبه سوری: در چهار شنبه سوری خانواده هایی که بیمار یا حاجتی داشتند برای برآوردن حاجت و بهبود یافتن بیمارشان نذر می کردند و در این شب آش ابودردا یا آش بیمار می پختند و آن را اندکی به بیمار می خورانند و بقیه را هم در بین فقرا تقسیم می کردند.

آجیل چهارشنبه سوری:  در چهار شنبه سوری زنانی که نذر و نیازی داشتند آجیلی هفت مغز می خریدند و پاک می کردند و  خود می خوردند و باقی را بین خویش و آشنا تقسیم می کردند.

 

 

|+| نوشته شده توسط روز در یکشنبه 1386/12/26  |
 زندگی حس عجیبیست که یک مرغ مهاجر دارد...

* عکس از رضا میلانی - تالاب میانكاله پاییز ۸۶

|+| نوشته شده توسط روز در یکشنبه 1386/12/05  |
 
کسی این دورو برها یک قالیشویی سراغ دارد؟ آخر گلهای قالیمان بدجوری رنگ باخته...
کسی یک کاسه قرضم دهد تا گندم سبز کنم ...
کسی راه بازار نشان دهد تا برای کودکم یک جفت کفش نو بخرم...
کسی یک بوته گل سرخ آشنا دارد تا توی حیاط خانه مان بکارم...
آخر عید دارد می آید...

نوشته شده توسط روز در  پنجشنبه 1386/12/0۲  

|+| نوشته شده توسط شب در شنبه 1386/12/04  |
 

|+| نوشته شده توسط شب در جمعه 1386/12/03  |
 
 
بالا